تبليغاتX
Ō°•.●.•° میمیرم برات °•.●.•°Ō

Ō°•.●.•° میمیرم برات °•.●.•°Ō

خدايا اگه دوست داشتن گناه ميخوام گنه کار ترين گنه کاران باشم

 

 

 

هزار بار دیگر هم که از شانه‌ای به


شانه‌ی دیگر بغلتی


این شب صبح نمی‌شود وقتی دلت گرفته باشد...

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:7 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

 

دلم برای سادگی ام میسوزد


وقتی دستانت را برایم مشت میکنی و میپرسی:


گل یا پوچ ؟در دلم میگویم :

دستهای تو . . .

 

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 18:30 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

 

دست ـهايـمان را بـهم قفـل کنیم

فقط يـادت باشد

کليـد را جايـی بـگذاری

که يـاد هيـچ کدامـمان نـماند

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 18:22 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

بعضــی اشــکهــــا هستند


بــــی دليل


بـــی بهانـــه


يـــک دفعـــه


نصفـــــ شبــی

عــجيب ، آدم را آرام مـيکنند . . .

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 23:54 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

 

 

نمی دانم چرا؟؟

تمام دنیا

آن سمت دیوار است که تو هستی...

 

 

نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 13:23 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

 

من به اندازه ی چشمان تو غمگین ماندم…


و به اندازه ی هر برق نگاهت نگران

تو به اندازه ی تنهایی من شاد بمان..

 

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 21:24 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

شـــایَد زِندِگــی

همیــــن یخ شدن هـــای

لحظه ای باشــه...

تا بدونی اونی که میــاد..

تا همیــــشه موندنی نیست...!
 
 
 
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 18:22 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

 

 

خـــدایــــا


ایــنـــجـــایــــی کــــه مـــ ـن هــســتــم

تــقــدیـــر مــــــن اســتــــــ


یــــا تـــقـــصــــیـــــر مـــــــن ؟ !

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 13:9 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

من همه ی این عاشقانه ها را برای تـــو می نوشتم...!

وقتی شنیدم تقدیمشان می کنی به دیگری ناراحت نشدم...

فقط، از این به بعد شادتــــر می نویسم

تا نرنجــانیش!!

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 22:6 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

 

 

تنهــــا اتفاق خوب این روزهـــای من


تویـــی


که باید بیفتـــی


و


نمی افتـــی...

 

 

نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 10:19 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

 

 

به نـبودنـش عـــادت میـکنی

ولـــی دلت

بودنـــش رو میخـواهد

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 23:46 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

براي اين كه دفتر نقاشي اش سفيد بود ...

معلم تنبيه اش كرد...

غافل از اين كه دخترك...

فقط خدايي را كشيده بود...

كه همه ميگفتند...

ديدني نيست.............

 

نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 23:54 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

 

صرف فعل دوست داشتن بسیار سخت است:


گذشته اش که به هیچ وجه ساده نیست


حالش کاملاً اخباری ست


آینده اش هم شرطی ....

 

نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 21:8 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

می آیی ...

می روی ...

 و فقط یک سلام ...

و گاهی یک خداحافظی...

نه ...

این انصاف نیست ...


من و یک دنیا عشق ....

تو و یک دنیا بی تفاوتی ....

 

نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 20:58 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

گـاهی لـال می شود آدم

حـرف دارد

ولـی کلمه نـدارد

 

نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 20:55 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

حالــــم خوب است..


امــــا...


دلــــم تنــــگ آن روزهایی شده..

که می توانستم از تــــه دل بخــــندم..

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 14:32 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

کاش می دانستی

حواسم به رد پاهایت بود

وقتی دنبال این و آن می دویدی !

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 14:22 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

 

آدمی که بی صدا قهر میکند میخواهد که بماند !
که دوباره بخواهد ،
که دوباره خواسته شود !
و گرنه رفتن را که بلد است

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 14:19 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

 

آنقدر پیشِ این و آن

از خوبی هایت تعریف کرده بودم

که وقتی سراغت را می گیرند

 

شرم دارم بگویم:

 تنهایم گذاشت ....

 

نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 13:21 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|

 

خدایــــــــــــــــا...


دستم به آسمانت نمی رسد


اما تو که دستت به زمین می رسد


"بلندم کن"

 

نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 21:17 توسط .•●ЄŋЯΙЪυЭ●•.|


آخرين مطالب
» شب...
» دستهای تو ...
» :)
» اشــک...
» تو..
» غمگین...
» زِندگــی
» خـــدایــــا
» برای تـــو ...
» اتفاق خوب ..
Design By : Pars Skin


كد جاوا در :قالبسرا