|
13881388________13881388
اگر مي دانستي كه چقدر دلتنگ تو هستم ، درجه ي ديوانگي ام را به چشم خود مي ديدي اگر مي دانستي كه لحظه هاي حضورت، تيك تاك ساعت زمان زندگي از كار باز مي ايستد، امواج طوفاني نگاهم را كه زير پلكهاي پراز اشكم پنهان است حس مي كردي اگر مي دانستي كه صداي ضربان نفسهايت در قلب بيقرارم ، حكايت دلواپسي ها را نقش مي بندد، تمام قصه هايي را که براي رؤياهايم ساختم ، لمس و باور ميكردي اگر مي دانستي كه طنين ناز صدايت ، فصل فصل كتاب زندگي ام را رنگين و زيبا مي كند ، آنگاه تمام اشكهاي غريبانه ام براي دل شيشه اي و نازكت معنا مي شود اگر مي دانستي كه قلبم براي قلب عاشقت چگونه هراسان مي تپد، عشق را در امواج نگاههاي بي تابي و دل نگراني هايم مي ديدي و حقيقت درونم را مي گرفتي اگر مي دانستي كه چقدر بيقرار و دلتنگ تو و لحظه هاي شيرين با تو بودن و حس كردنت هستم ، تپش موج هاي عاشقي را در چشمانم حس مي كردي و مي دانستي كه چقدر چشم به راه توام اگر مي دانستي كه حتي با وجود بودنت و حس كردنت بازم هميشه و هرلحظه دلتنگ توام، مي ديدي كه يك ديوانه چگونه براي حضور تو و نفسهايت پرپر مي شود و هر لحظه اشك مي ريزد آري من چشم به راه توام اي ماه تابان هستي مـن بـیـقــرار تـــوام ای هـمــدم بي كسـي هـايـم اي اولين و آخرين و تـنــهـا عـشـق مـانـدگـار من
امشب همه چيز رو به راه است ديگه ياد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو "
قلب شکسته و دلتنگم و باز در یک سکوت تلخ و یک عالمه دلتنگی اسیرم.... باز دلم از دنیا و از این زندگی گرفته است.... سهم من در این لحظات تلخ دو چشم خیس است و یک قلب شکسته.... قلبی شکسته که دیگر هیچ امیدی به زندگی دوباره ندارد! احساس تنهایی میکنم ؛ احساس میکنم تنهایی دوباره جای خالی عشق را با حضور سردش پر کرده است..... تمام نگاهم به قاب عکست است تو را میبینم و حسرت آن روزهای شیرین با هم بودنمان را میخورم و دوباره چشمهایم مثل همیشه بهانه تو را میگیرند! چه یادگاریهای تلخی را از عشقمان برجا گذاشتی ..... دو چشم خیس ؛ یک قلب شکسته و نا امید ؛ چند خاطره تلخ ؛ یادگاری از عشق تو بود ای بی وفا! دلم خیلی گرفته؛ اینبار دیگر کسی نیست که دلم را با حرفهایش آرام کند؛ با من درد دل کند و به من امید و دلگرمی بدهد ؛ دیگر کسی نیست که با دستان مهربانش اشکهای مرا از گونه هایم پاک کند و هم پایم گریه کند ..... تنها خودم هستم ؛ دل پر از دردم است و یک بغض کهنه در گلویم.... هوای دلم ابری است و دلگرفته ؛ کاش دلم بارانی میشد تا از این حال و هوای تلخ بیرون بیایم.... کجایی ای یار بی وفایم ؟ کجایی که زندگی بدون تو یک کابوس است! دلم بدجور هوایت را کرده است ؛ چرا رفتی؟ رفتی و دلم را با خود نبردی .... رفتی اما بدان که اینجا تنهاتر از من دیگر هیچ تنهایی نیست ؛ رفتی اما بدان که دیگر در این دنیاهیچکس مثل من دیوانه وار تو را دوست نخواهد داشت..... هنوز هم چشمهایم از دوری تو بارانی است ؛ و هنوز هم تو با همه بی وفایی ها و سنگ دلی هایت برای من مقدس و عزیزی... تو لیاقت این قلب شکسته مرا داری و خواهی داشت.... و باز در یک سکوت تلخ و یک عالمه درد نگفته در دلم اسیرم! کاش بودی و با من درد دل میکردی ؛ کاش بودی و مثل گذشته به من امید میدادی.... مرا با ان صدای مهربانت آرام میکردی ؛ مرا با آن کلام رویاییت درمان میکردی.... همان کلامی که گویا مدتی است فراموش کرده ای و دیگر بر زبان نمی آوری.... اما من هنوز هم به تو میگویم آن کلام مقدس را .....! دوستت دارم عزیزم... زندگی بدون تو همین است .... دلتنگی ؛ غم ؛ غصه ؛ گریه ! زندگی بدون تو همین است .... یک دل ابری و گرفته و یک عالمه درد در دل! همانی قلبی که با حضورت یک خانه سرخ و پر از صفا و صمیمیت شده بود اینک یک ویرانه شده ؛ که در آن ویرانه یک پنجره شکسته و بسته رو به خوشبختی یک قاب شکسته از عکس تو و یک دنیا دلتنگی است...... دلم بدجور گرفته است ؛ دلی که دیگر حتی با بهانه های چشمانم نیز آرام نمی شود! چشمانم از من شاکی اند ؛ قلبم مرا نفرین میکند و دستانم تشنه گرفتن دستان مهربان تو اند!
آره عـزیـزم!! دستـــام سـرد شــدن دلم داره اســمــتو فـریـاد میزنه قلبم برات داره از سینه ام میزنه بیرون دستام هم داره گرمای دستاتو فریاد میزنه کــــم کـــم... آره عزیزم امشب هم دلم بدجور هواتو کرده کــاش پــیـش هم بـودیم عاشقانه ها رو راحت تر از دلم برات فریاد میزدم تا بفهمی که چقدر دوســت دارم تــو بـــهار زنــدگیــمی تــو امــیدزنـدگیــمـی همه چـیزم تو زنـدگیمی اومدی و با اومدنت زندگیمو گرم کردی ولی حالا این دستای من که گرمای دستاتو فریاد میزنن عزیزیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی برام
ببین من عاشق را ....
من با التماس ميگفتم واسه ي جدايي زوده تو با خنده هات ميگفتي بين ما هيچي نبوده همه ي روزهاي خوبو خيلي اسون پس گرفتي من پيشه چشات شكستم اما تو هيچي نگفتي تو كه تقصير نداري سادگي از دل من بود فكر دوست داشتنت انگار يك خيال قدغن بود نه به فكر انتقامم نه به فكر راه چاره سهم من از تو و عشقت يك نگاه بيقراره من با گريه هام ميگفتم واسه ي جدايي زوده تو با خنده هات ميگفتي بين ما هيچي نبوده من گلايه اي ندارم همه چيزو خوب ميدونم اگه حتي بگي برگرد من كنارت نميمونم تو كه تقصير نداري سادگي از دل من بود فكر دوست داشتنت انگار يك خيال قدغن بود نه به فكر انتقامم نه به فكر راه چاره سهم من از تو و عشقت يك نگاه بيقراره
13871387________13871387
بعد از تمام تاریکی های زمین که تاریکی شعرهای مرا ، درون خود می بلعد ، تا آخرین نفسهای شعرم تو را غزل می کنم میخواهم نامم تنها اسمی باشد کــــــه در دفتر عاشقانه هایت به ثبــــت میـــرسد و هرگاه تنها شدي تورا ببینم و تنهاییت را با سرانگشتان مرطوبم پاک کنم. هنوز زلالی نی نی چشمانت را زیارت نکرده ام... هنوز دست هایم از لمس دستانت سیراب نگشته است. تازه در کوچه آشنایی بودم که تو اسمم را روی اولین درخت حک کــردی و همانجا قسم خوردم مرد مردانـــــــــــــه عاشقت بمانم....
تن من پر از شکایت دل من پر از حکایت
تورا دوست دارم ولي هرگزبرايت اشك نخواهم ريخت تورادوست دارم ولي هرگز برايت گل سرخي هديه نخواهم آورد تورادوست دارم ولي هرگزدرآتش عشقت نخواهم سوخت مي دوني چرا ؟ چون با اولين نگاه اولين قطره ي اشك ازچشمانم فرو ريخت چون با اولين نگاه قلبم را كه بهترين گل سرخ بود هديه دادم چون با اولين نگاه درآتش عشق تو سوختم دوســــتــــــت دارم
دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه...
دلم گرفته براي شبي که بارانيست براي غربت قلبي که رو به ويرانيست دلم گرفته براي نبودن خورشيد چرا براي دل من هوا زمستانيست کجاست خلوتي از جنس يک حضور سبز که در شلوغي دنيا پر از پريشانيست هميشه فصل بهارم به رنگ پاييز است وعشق سرخ خزانم قشنگ و عرفا نيست صداي بودن تو در خيال من جاريست اميد ديدن تو انتظار روحانيست کجايي اي شب باران که بي تو مي گويم دلم گرفته براي شبي که بارانيست
توی ساحل روی شنها قایقی به گل نشسته یکی با چشمای گریون گوشه ای تنها نشسته نگاه پر اضطرابش به افق به بینهایت ساکته اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت تو چشاش حلقه ی اشکه توی قلبش غم دنیا منتظر به راه یاره تا بیاد امروز و فردا باورش نمیشه عشقو همه دنیاش زیر ابه تنها مونده توی ساحل زندگی براش عذابه خاطرات لب دریا دیگه از یادش نمیره همه دنیاش زیر آب و خودشم به غم اسیره دست بی رحم زمونه عشقشو برده به دریا حالا از خودش می پرسه میادش آیا آیا؟ عاشقی که تنها باشه توی دنیا نمیمونه دل عاشقو شکستن شده کار این زمونه شده کار این زمونه
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی حاضری دنيا رو بدی، فقط يه بار نگاش کنی به خاطرش داد بزنی، به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی، حتی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته، حاضری دنيا بد باشه فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه قيد تموم دنيا رو به خاطر اون می زنی خيلی چيزا رو می شکنی، تا دل اونو نشکنی حاضری قلب تو باشه، پيش چشای او گرو فقط خدا نکرده اون يه وقت بهت نگه برو حاضری هر چی دوس نداشت، به خاطرش رها کنی حسابتو، حسابی از مردم شهر جدا کنی حاضری حرف قانونو، ساده بذاری زير پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات وقتی بشينه به دلت، از همه دنيا می گذری تولد دوبارته، اسمشو وقتی می بری حاضری جونتو بدی، يه خار توی دستاش نره حتی يه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر اما نبينی اون باهات کرده واسه يه لحظه قهر حاضری که هر جا بری به خاطرش گريه کنی بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکيه کنی حاضری هر چی بشنوی، حتی اگه سرزنشه به خاطر اون کسی که خيلی برات با ارزشه حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی پشت سرت هر چی می گن چيزی نگی، گوش بکن وقتی کسی رو دوست داری، صاحب کلی ثروتی نذار که از دستت بره، اين گنج خيلی قيمتی
میدونم برات عجیبه این همه اصرار و خواهش این همه خواستن دستات بدونه حتی نوازش می دونم که خنده داره واسه تو گریه ی دردم می گذری از من ومیری اما باز من برمی گردم. میدونم برات عجیبه من با اون همه غرورم پیش همه ی بدیهات چه جوری بازم صبورم می دونم واست سواله که چرا پیشت حقیرم دور میشی منو نبینی باز سراغتو می گیرم. میدونی چرا همیشه من بدهکار تو می شم وقتی نیستییم یه جوری با خیالت راضی می شم می دونی واسه چی از تو بد می بینم و می خندم تا نبینی گریه هامو هر دو چشمامو می بندم. چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی تو رگهام می میرم اگه نباشی بی تو من بدجوری تنهام می دونم یه روزی می فهمی روزی که دنیا رو گشتی من چه جوری تورو خواستم تو چه جور ازم گذشتی
چی بنويسم وقتی چشمام از هجوم گریه خیسه وقتی هیچ کس نمیتونه گریه هامو بنویسه چی بنويسم وقتی قلبت من و از توو قصه رونده وقتی که به جز یه سایه کسی پیش من نمونده چی بنويسم وقتی فریاد با سکوت فرقی نداره وقتی هیچ کس نمیتونه تو رو پیش من بیاره شب هم نفسی شب بلند تنهایی تو که هم نفسی بگو کجای دنیایی چی بگم وقتی زندگي بی تو جلوه ای نداره وقتی فرياد من و خاموش توی کوچه جا میزاره وقتی که برای بغضم جز شکستن چاره ای نیست چی بنويسم وقتی چشمام از هجوم گریه خیسه چی بنويسم وقتی فریاد با سکوت فرقی نداره
همه هستیمو من به سرا پات بریزم چشم پر گریه می خوای هر دو چشمام مال تو بذار تا فدات بشم من غرورم مال تو اگه رودخونه می خوای سیل اشکام مال تو واسه ی زندگی کردن تو را می خوام خوب می دونم تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی
Take That: Patience Just have a little patience چون به زمان احتياج دارم
|
About![]()
قلب من یه آسمون داره. یه آسمون آبی که گاهی ابری میشه ... گاهی نیمه ابری... شبای این آسمون دیدن داره ... تمام موجودات مثل ستاره میدرخشن ... اما یه ستاره هست که از همه پرنورتره ... آره ؛ اون یه نفر همونیه که از همه بیشتر دوسش دارم ... گاهی یه شهاب رد میشه و اونو روشن میکنه... من آسمون قلبمو خیلی دوست دارم ... چون تو آسمون قلبم یه فرشته مهربون لونه کرده و من به اندازه تموم خوبیهاش دوسش دارم ... Archivesهفته اوّل فروردین 1388هفته دوم دی 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته اوّل فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته دوم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته سوم دی 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 Links
با من بمان ای ماندنی! فال حافظ |